تبلیغات
روان شناسی امروز
روان شناسی امروز
 
قالب وبلاگ

خانواده نخستین مدرسه اصلی تربیت و محیط رشد است. هیچ بنیادی وجود ندارد كه به اندازه خانواده در تربیت و سرنوشت كودك موثر باشد. محیط خانواده در تشكیل شخصیت انسان بسیار مؤثر است. سنت‌ها، الگوها و قوانین آن در كودك اثر دارد.

خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، آداب و سنت‌های ماست و اهمیت آن همیشگی و موجب دوام و بقای جامعه و فرهنگ است. خانواده كوچك‌ترین واحد است، ولی بسیار اهمیت دارد زیرا اساس و پایه‌های جامعه‌های انسانی را تشكیل می‌دهد.

نقش خانواده در سلامت روان‌

محیط و شرایط خانوادگی می‌تواند عاملی تشویق‌كننده یا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه‌ای كه افراد و اعضای آن با هم كار و تفریح می‌كنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می‌گیرند ، نوجوانانی با اعتماد به نفس پرورش می‌دهند.

از طرفی نوجوانانی كه در خانه‌های مملو از سوءظن ، عیب‌جویی و پرتنش بزرگ می‌شوند، در ایجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشكل خواهند شد. نوجوان متعلق به این گونه خانه‌ها اغلب فراری است و احتمالا به خیابان و گروه‌های مختلف از جمله گروه بزهكاران پناه می‌برد.

وجود فضای آزاد حاكم بر خانواده باعث می‌شود نوجوان احساس اعتماد به نفس كند. نوجوان می‌تواند با والدین خود ارتباط عاطفی برقرار كند و در رفع مشكلات خود از آنها راهنمایی بخواهد. وجود امنیت خاطر در این خانواده باعث می‌شود نوجوان بتواند از حداكثر استعدادهای خود استفاده كند.

آنها در سایه راهنمایی‌های والدین خود از انجام اعمال ناشایست و بزهكاری پرهیز ‌می‌كنند و این مساله را نه به خاطر اجبار یا عادت، بلكه با آگاهی پیدا كردن از آینده شوم این اعمال مورد توجه قرار می‌دهند.

آنها بخوبی و به دور از حسادت به رقابت‌های درسی و ورزشی می‌پردازند و در مدرسه با مشكلات تحصیلی كمتری مواجه می‌شوند. با توجه به توضیحاتی كه داده شد می‌توان دریافت خانواده آزاده از موفق‌ترین خانواده‌ها هستند و سلامت روانی افراد در آنها تضمین شده است.

در خانواده‌هایی كه تنها یك نفر تمامی امور را تحت سلطه خود ‌دارد و آن فرد پدر و گاهی ممكن است مادر یا حتی یكی از فرزندان بزرگ خانواده باشد، فرزندان بشدت ترسو و وحشت‌زده‌اند. از آنجا كه احساسات و تمایلاتشان مورد توجه قرار نمی‌گیرد، دارای انواع عقده‌ها مثل عقده حقارت و كمبود محبت هستند.

آنها از نداشتن احساس امنیت رنج می‌برند و هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمی‌كنند. در ظاهر حالت تسلیم و اطاعت دارند، اما در واقع دچار هیجان و اضطراب‌ و آماده دعوا هستند. فرزندان این خانواده از رشد عاطفی كاملی برخوردار نیستند و از شركت در فعالیت‌های گروهی پرهیز می‌كنند ، پذیرش مسوولیت برای آنها سخت است و از پذیرفتن آن امتناع می‌كنند.

خانواده‌ سالم، فرزندان سالم  - صابر محمدی‌ 

خانواده نخستین مدرسه اصلی تربیت و محیط رشد است. هیچ بنیادی وجود ندارد كه به اندازه خانواده در تربیت و سرنوشت كودك موثر باشد. محیط خانواده در تشكیل شخصیت انسان بسیار مؤثر است. سنت‌ها، الگوها و قوانین آن در كودك اثر دارد.

خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، آداب و سنت‌های ماست و اهمیت آن همیشگی و موجب دوام و بقای جامعه و فرهنگ است. خانواده كوچك‌ترین واحد است، ولی بسیار اهمیت دارد زیرا اساس و پایه‌های جامعه‌های انسانی را تشكیل می‌دهد.

نقش خانواده در سلامت روان‌

محیط و شرایط خانوادگی می‌تواند عاملی تشویق‌كننده یا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه‌ای كه افراد و اعضای آن با هم كار و تفریح می‌كنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می‌گیرند ، نوجوانانی با اعتماد به نفس پرورش می‌دهند.

از طرفی نوجوانانی كه در خانه‌های مملو از سوءظن ، عیب‌جویی و پرتنش بزرگ می‌شوند، در ایجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشكل خواهند شد. نوجوان متعلق به این گونه خانه‌ها اغلب فراری است و احتمالا به خیابان و گروه‌های مختلف از جمله گروه بزهكاران پناه می‌برد.

وجود فضای آزاد حاكم بر خانواده باعث می‌شود نوجوان احساس اعتماد به نفس كند. نوجوان می‌تواند با والدین خود ارتباط عاطفی برقرار كند و در رفع مشكلات خود از آنها راهنمایی بخواهد. وجود امنیت خاطر در این خانواده باعث می‌شود نوجوان بتواند از حداكثر استعدادهای خود استفاده كند.

آنها در سایه راهنمایی‌های والدین خود از انجام اعمال ناشایست و بزهكاری پرهیز ‌می‌كنند و این مساله را نه به خاطر اجبار یا عادت، بلكه با آگاهی پیدا كردن از آینده شوم این اعمال مورد توجه قرار می‌دهند.

آنها بخوبی و به دور از حسادت به رقابت‌های درسی و ورزشی می‌پردازند و در مدرسه با مشكلات تحصیلی كمتری مواجه می‌شوند. با توجه به توضیحاتی كه داده شد می‌توان دریافت خانواده آزاده از موفق‌ترین خانواده‌ها هستند و سلامت روانی افراد در آنها تضمین شده است.

در خانواده‌هایی كه تنها یك نفر تمامی امور را تحت سلطه خود ‌دارد و آن فرد پدر و گاهی ممكن است مادر یا حتی یكی از فرزندان بزرگ خانواده باشد، فرزندان بشدت ترسو و وحشت‌زده‌اند. از آنجا كه احساسات و تمایلاتشان مورد توجه قرار نمی‌گیرد، دارای انواع عقده‌ها مثل عقده حقارت و كمبود محبت هستند.

آنها از نداشتن احساس امنیت رنج می‌برند و هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمی‌كنند. در ظاهر حالت تسلیم و اطاعت دارند، اما در واقع دچار هیجان و اضطراب‌ و آماده دعوا هستند. فرزندان این خانواده از رشد عاطفی كاملی برخوردار نیستند و از شركت در فعالیت‌های گروهی پرهیز می‌كنند ، پذیرش مسوولیت برای آنها سخت است و از پذیرفتن آن امتناع می‌كنند.

نسبت به بزرگسالان بدبین هستند كه همواره باعث می‌شود نتوانند با بزرگسالان ارتباط عاطفی و منطقی داشته باشند. آنها همواره در طول زندگی از بی‌كفایتی و سست‌عنصری خود رنج می‌برند.

نابسامانی خانواده در دختران و پسران خانواده اثر دارد، ولی تاثیر نامناسب آن بر دختران به مراتب بیشتر از پسران است. این مساله بدان خاطر است كه دختران بیش از پسران به محبت و توجه نیاز دارند و مقاومت عاطفی‌شان در برابر امور كمتر است. زود می‌رنجند، دلسردند و خیلی زود تسلیم حوادث می‌شوند.

حساسیت‌ها در مورد دختران بیشتر از پسران است، زیرا اگر پسری از خانواده دچار ضایعات نابسامانی شود فاجعه است، ولی اگر این ضایعه برای دختران پیش آید فاجعه عظیم‌تر خواهد بود، زیرا او در آینده‌ای نزدیك باید مادر شود و آشكار است كه یك مادر آلوده یا بزهكار نمی‌تواند ارزش و منفعتی برای جامعه خود به ارمغان آورد.

آسیب اجتماعی در نوجوانانی كه والدین را بهترین دوست خود می‌دانند، می‌توانند پاسخ بسیاری از مشكلات و نیازهای روانی را از آنها بگیرند و پیشرفت تحصیلی بهتری دارند، كمتر مشاهده می‌شود. نوجوان در چنین شرایطی تمامی مشكلاتش را با والدین خود در میان می‌گذارد و آنان را مطمئن‌ترین افراد در مطرح كردن مشكلات می‌داند.

رفتار و نگرش والدین می‌تواند تسهیل‌كننده یا مانع جریان تكامل همه‌جانبه نوجوان باشد. والدینی كه فهمیده هستند و از آگاهی تربیتی غنی برخوردارند می‌توانند منبع امنیت خاطر برای نوجوان خود باشند و علاوه بر حل مشكلاتش، با او همراه و همراز شوند.

چنین والدینی نوجوان خود را مستقل و مسوولیت‌پذیر بار می‌آورند و سبب می‌شوند تا فرزندان آنها از معیارها و ارزش‌های اجتماعی مورد قبولی برخوردار شوند.

عدم توافق و درگیری‌های لفظی و بحث و جدال‌های غیرمنطقی بین والدین، نوجوان را عصبانی و ناراحت می‌كند و از امنیت خاطر او نسبت به اعضای خانواده می‌كاهد. نوجوانان دوست دارند در خانواده‌ای مطمئن و پایا زندگی كنند ؛ خانواده‌ای كه هر چیز جای خودش معنی و مفهوم خاصی داشته باشد. نوجوان به ناهماهنگی تربیتی و اخلاقی والدین خود به خوبی آگاهی حاصل می‌كند و نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهد.

خانواده‌های سختگیر و سلطه‌طلب با سختگیری‌های بیش از ظرفیت نوجوان، او را وادار به سركشی، طغیان و خرابكاری می‌كنند یا این‌كه او را فردی متزلزل، با اعتماد به نفس كم و ترسو بار می‌آورند. خانواده‌هایی كه از نعمت محبت و مهربانی عاری هستند سلامت و بهداشت روانی نوجوان و همین طور زندگی آینده او را به خطر می‌اندازند.

رشد و سلامت روانی نوجوان به محیط خانوادگی بستگی دارد و كانون خانوادگی است كه در تعیین سرنوشت، ساختمان روحی، جهان‌بینی و شیوه تفكر و بینش او نقشی بسیار اساسی و زیربنایی و سرنوشت‌ساز دارد.

تحقیقات گسترده‌ روان‌شناسان نشانگر این واقعیت غیرقابل انكار است كه تقریبا 95 درصد جوانان مجرم با اختلالاتی عاطفی، حسادت، كشمكش‌ها و تضادهای درونی، بی‌انضباطی و احساس خود‌كم‌بینی كه ریشه آن از خانواده نشات می‌گیرد، دست به گریبانند.

نتایج و پیشنهادها

- والدین، مربیان و بزرگسالان باید بكوشند تا آنجا كه می‌توانند پدیده بلوغ و نوجوانی را بخوبی بشناسند و از پیشداوری و قضاوت بزرگسالانه بپرهیزند.

- بكوشید برای شخصیت نوجوان ارزش و احترام قائل شوید تا از این طریق اعتماد به نفس و اطمینان به خود نوجوان را در برابر تغییرات بدنی، روانی و شخصیتی بالا ببرید.

- اهمیت و نقش رسانه‌های گروهی، روزنامه‌ها و مجلات در رشد شخصیت اجتماعی غیرقابل انكار است. این رسانه‌ها با ارائه برنامه‌ها، انتشار مقالات و نوشته‌های در ارتباط با نیازهای اساسی نوجوانان و راه‌های صحیح برآورده كردن آنها، نقش مؤثری در تامین بهداشت روانی نوجوان دارند.

- خونسردی و سكوت دائمی والدین، كانون سرد و بی‌فروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان اثر شومی در نوجوان به جای می‌گذارد. افرادی كه از نوازش مادری و محبت پدری محروم بوده‌اند از این محرومیت رنج فراوان می‌برند.

- پروفسور كلارك كر، استاد علوم تربیتی دانشگاه ییل می‌گوید: تنها وظیفه والدین، تامین وضع مالی فرزندان نیست، بلكه وظیفه اصلی آنان این است كه روزانه یا هفتگی مدتی از وقت خود را صرف گوش دادن به مشكلات نوجوانان خود كنند.

- به نوجوانان یاری كنیم تا از توانایی‌هایشان آگاه شوند و انتظاراتشان را از خویشتن بر مبنای توانایی‌هایشان تنظیم كنند.

- مساعدت به نوجوانان به منظور تنظیم برنامه‌ای متنوع در زندگی، از ضرورت‌های ارتباط با آنان در تأمین بهداشت روانی است.

- ایجاد فرصت‌های مطلوب برای همدلی با نوجوانان، گام مؤثر در تأمین بهداشت روانی آنان است، زیرا هر گفتگوی صمیمی و سازنده، دریچه‌ای برای خروج فشارهای روحی است. اطرافیان نوجوان، بیشترین تاثیر را در تامین بهداشت آنان دارند.

- والدین، كانون خانواده را محلی امن و پناهگاهی مستحكم برای فرزندان كنند، به یكدیگر احترام بگذارند و بخصوص در حضور آنها از اشتباهات یكدیگر چشمپوشی كنند.

- والدین باید به نوجوان تذكر دهند كه وجود مشكلات در زندگی، مساله‌ای غیرقابل گریز است. پس نباید از مشكلات گریخت، بلكه باید راه‌های مبارزه با مشكلات را به آنها بیاموزند.

- والدین باید روح مذهب و معنویت را در فرزندان خود تقویت كنند تا زمینه توجه به انحرافات در نوجوانان كاهش یابد.

خانواده‌ سالم، فرزندان سالم  - صابر محمدی‌ 



طبقه بندی: مقالات،
[ جمعه 6 مرداد 1391 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ فرید صالحی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگی برای مبادله و اطلاع رسانی در خصوص آخرین اطلاعات و اخبار پیرامون روانشناسی و مطالب مفید برای دانشجویان روانشناسی واحد علوم و تحقیقات بوشهر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب